تبلیغات
عکس همسر علی دایی - شعر

عکس همسر علی دایی

شعر

سه شنبه 6 اردیبهشت 1384

بوی سیب

باز مثل هرشب كسلم قصه نشسته رو دلم

میگن بازم شهید میاد یه علامه خیلی زیاد

دسته گلای بی زبون گمشده های بی نشون

یزره خاكسترشون دو حلقه انگشترشون

یه تیکه استخون سر یه شاجه گل یه بال پر

یه دکمه پیرهنشون یه زره خاک تنشون

تابوتای یه اندازه  تو هرکدم یه سربازه

ابره که بر تن می زنه باده که شیون میزنه

تابوتا خیس آب میشن دسته گلا خراب میشن

می پیچه تو شهرو دهات عطر سلام و صلوات

ای مادرای مهربون ،  بچهاتون بچهاتون

دسته گلائی ،  که دادید به کربلا  فرستادین

حالا با تابوت امدن با بوی باروت اُمدن

سرندارن پاندارند چشم تما شا ندارند

مادرا از خدا می خواند با گریه ُ دعا می خواند

تابوتاشونُ باز کنند بچهاشونُ ناز کنند

هرکجا اسفندِ و دود تاکور بشه چشم حسود

اما بوی عجیب میاد بو کنی بوی سیب میاد

میگن کسی که پا بشه زائر کربلا بشه

سربه بیابون بزارند توعاشقی جون بزارند

اُنجا که آفتاب میشینه باغ گل سیب می بینند

بچهای نجیب من باغ گلای سیب من

رو عشقتون پا نزاریند حسین تنها نزاریند

<:P:>



[ سه شنبه 6 اردیبهشت 1384 - 12:04 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 7 اردیبهشت 1384 - 09:04 ق.ظ]

[ پیام ()|| mohsen ] [عمومی , ] [+]